تبليغاتX
ادبیات
عینک ذره بینی فشار خون بالا

آه بلند حسرت قصه سرو تنها

نان و پنیر و چای ساعت چار هر روز

کودک شاد و بی تاب وقت قرار هر روز

سقف سیاه دودی *بوی زغال و کاهگل

قصه مرد ظالم قصه شاه عادل

دست و حصیر و وصله سوزن و شعر و سرفه

حوض و کلاغ و پاییز خانه غرفه غرفه

بند تفنگ چرمی سایه باغ بی بر

قصه جنگ قفقاز نامه مرگ شوهر

قاب سیاه چوبی عکس بزرگ بهرام

قصه سال قهطی *مرگ جوان نا کام

گریه قطره قطره ناله ذره ذره

قصه مرد عاشق قصه کوه و دره

سوز نسیم پاییز رنگ غروب آذر

بانگ اذان مغرب قصه رو به آخر

کرسی سرد و خاموش چای نیمه خورده

کودک مات و مبهوت مادربزرگ مرده

+ نوشته شده توسط محمد احمدی در جمعه یازدهم آبان 1386 و ساعت 5:36 |


Powered By
BLOGFA.COM